X
تبلیغات
همدلی

همدلی

به نام آفریننده خلیج همیشه فارس

زن

شاعر ميگه :

زن زن زن طلاست ... زن كلي بلاست ...

(نه بابا؟)

يه شاعر جيگر خدا بيامرز هم قبلا ميگفت :

زن گل ماتمه ... زن نامهربون دشمن جونه

 ما هم گير داديم به زنهاي قديم و زنهاي امروزي ...

بعد از ديدن اين پست حالا ببينيم دلتون مياد گير به اين مردهاي مظلوم بديد !؟

خدا رو شكر كه من متاهل نيستم  ... اما دوستاني هم كه متاهل هستند مراقب باشند نزديك پيتزا پاشايي ،‌ پرپروكي ، رازي ، در بدري و ... خونه نگيرند كه بد بخت ميشند !!

چرا ؟!

به جهت همين گيري كه در زير مشاهده مينماييد 

حالا با اين گير من پي به مظلوميت آقايون متاهل برديد ؟!


عکس قشنگ در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:55  توسط رضا  | 

ضرب المثل

  ايراد بني اسرائيلي

 

هر ایرادی كه مبتنی بر دلایلی غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی می گویند. اصولا ایراد بنی اسرائیلی احتیاج به دلیل و مدرك ندارد زیرا اصل بر ایراد است - خواه مستند و خواه غیر مستند - برای ایراد گیرنده فرقی نمی كند. ایراد بنی اسرائیلی به اصطلاح دیگر همان بهانه گیری و بهانه جویی است، گاهی از حدود متعارف تجاوز كرده و به صورت توقع نابجا در می آید.

 


بنی اسرائیل همان پسران یعقوب و پیروان فعلی دین یهود هستند كه پیغمبر آنها حضرت موسی و كتاب آسمانیشان تورات است. بنی اسرائیل اجداد كلیمیان امروزی و نخستین ملت موحد دنیا هستند كه از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح در سرزمین فلسطین سكونت داشته به چوپانی وگله چرانی مشغول بوده اند. بنی اسرائیل به چند قبیله قسمت می شدند و هر قبیله رئیسی داشت كه او را شیخ یا پدر می گفتند. از معروفترین شیوخ آنها حضرت ابراهیم بود كه پدر تمام اقوام عبرانی محسوب می شود.

 

 

بنی اسرائیل در زمان یعقوب به مصر مهاجرت كردند و بعد از مدتی به راهنمایی حضرت موسی به شبه جزیره سینا عازم شدند. چهل سال میان راه سر گردان بودند، موسی در گذشت و یوشع آنها را به كنعان رسانید. بعد از فوت سلیمان (974 قبل از میلاد) دو سلطنت تشكیل دادند یكی دولت اسراییلی و دیگری دولت یهود. دولت اسراییلی را سارگن پادشاه آسور و دولت یهود را بخت النصر یا نبوكدنزر پادشاه كلده منقرض كرد و عده كثیری از آنها را به اسارت برد كه بعد از هفتاد سال كورش كبیر شهر زیبای بالا را فتح كرد همه را به فلسطین عودت داد. باری پس از آنكه حضرت موسی به پیغمبری مبعوث گردید و آنها را به قبول دین و آئین جدید دعوت كرد، اقوام بنی اسرائیل به عناوین مختلفه موسی را مورد سخریه و تخطئه قرار می دادند و هر روز به شكلی از او معجزه و كرامت می خواستند.

 

 

حضرت موسی هم هر آنچه مطالبه می كردند به قدرت خداوندی انجام می داد ولی هنوز مدت كوتاهی از اجابت مسئول آنها نمی گذشت كه مجددا ایراد دیگری بر دین جدید وارد می كردند و معجزه دیگری از او می خواستند. قوم بنی اسراییل سال های متمادی در اطاعت و انقیاد فرعون مصر بودند و از طرف عمال فرعون همه گونه عذاب و شكنجه و قتل و غارت و ظلم و بیدادگری نسبت به آنها می شد. حضرت موسی با شكافتن شط نیل آنها را از قهر و سخط آل فرعون نجات بخشید.

 

 

ولی این قوم ایرادگیر بهانه جو به محض اینكه از آن مهلكه بیرون جستند مجددا در مقام انكار و تكذیب بر آمدند و گفتند : «ای موسی، ما به تو ایمان نمی آوریم مگر آنكه قدرت خداوندی را در این بیابان سوزان و بی آب و علف به شكل و صورت دیگری بر ما نشان دهی.» پس فرمان الهی بر ابر نازل شد كه بر آن قوم سایبانی كند و تمام مدتی را كه در آن بیابان به سر می بردند برای آنها غذای ماكولی از من و سلوی فرستاد. پس از چندی از موسی آب خواستند . حضرت موسی عصای خود را به فرمان الهی به سنگی زد و از آن دوازده چشمه خارج شد كه اقوام و قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل از آن نوشیدند و سیراب شدند.

 

 

آنچه گفته شد شمه ای از ایرادات عجیب وغریب قوم بنی اسرائیل بر حقیقت و حقانیت حضرت موسی بود كه گمان می كنم برای روشن شدن ریشه تاریخی ضرب المثل ایراد بنی اسراییلی كفایت نماید.

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:52  توسط رضا  | 

تشکر کردن یک جنین از دکتر

داستان این عکس تکان دهنده چیست؟!

شاید شما با این عکس آشنا باشید . این عکس در ۱۹ آگوست سال ۱۹۹۹ توسط مایكل كلنسى عکاس مجله یو.اس تودی گرفته شده است .


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:45  توسط رضا  | 

سه دختر بچه شگفت‌انگیز !

چه ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی كه گاهی اوقات حركات عجیب و غریب از خود نشان می دهند كه باورش برای خیلی ها مشكل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن كم، دست به كارهای خارق العاده ای می زنند كه باعث تعجب میشود و انسان را تا مرحله حیرت پیش می برد درست مثل 3 بچه ای كه ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می كنیم


بقیه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:43  توسط رضا  | 

سخنان كوتاه از بزرگان جهان


سخنان كوتاه از بزرگان جهان


- بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. (امرسون)
- ما هميشه وقت کافي داريم به شرط آنکه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده کنيم. (گوته)
- پرسيدم دوست بهتر است يا برادر؟ گفت دوست برادري است که انسان مطابق ميل خود انتخاب مي کند. (اميل فاگو)
- مشکل دنيا آن جاست که آن ها که نمي دانند هميشه مطمئن هستند و آن ها که مي دانند هميشه مشکوک (برتراند راسل)
- انسان هيچوقت بيشتر ازآن موقع خو را گول نميزند که خيال ميکند ديگران را فريب داده است. (لارشفوکو)
- در بين تمامي مردم تنها عقل است که به عدالت تقسيم شده,!زيرا همه فکر مي کنند که به اندازه ي کافي عاقلند . (رنه دکارت)

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:36  توسط رضا  | 

داستان


امتحان ارزيابي


پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !
پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.
مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.
مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:35  توسط رضا  | 

داستان


چشم ها را بايد شست!


زن ومردجواني به محله جديدي اسبا‌ب‌کشي کردند.
روزبعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايه‌اش درحال آويزان کردن رخت‌هاي شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تميز نيست. انگار نمي‌داند چطور لباس بشويد.
احتمالا بايد پودر لباس‌شويي بهتري بخرد.همسرش نگاهي کرد اما چيزي نگفت. هربار که زن همسايه لباس‌هاي شسته‌اش را براي خشک شدن آويزان مي‌کرد،زن جوان همان حرف را تکرار مي‌کرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزي از ديدن لباس‌هاي تميز روي بندرخت تعجب کردوبه همسرش گفت: "ياد گرفته چطور لباس بشويد. مانده‌ام که چه کسي درست لباس شستن را يادش داده.."
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجره‌هايمان را تميز کردم!
زندگي هم همينطور است.وقتي که رفتار ديگران رامشاهده مي‌کنيم، آنچه مي‌بينيم به درجه شفافيت پنجره‌اي که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستيم بستگي دارد. قبل از هرگونه انتقادي،بد نيست توجه کنيم به اينکه خوددر آن لحظه چه ذهنيتي داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگي آن را داريم که به‌ جاي قضاوت کردن فردي که مي‌بينيم، در پي ديدن جنبه‌هاي مثبت او باشيم

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:34  توسط رضا  | 

ضرب المثل


می آیند و می روند و با كسی كاری ندارند

 
 

عبارت بالا كه از جوان ترین و تازه ترین مثال های سائره می باشد در موارد رعایت اصول خونسردی و بی اعتنایی در برخورد با ناملایمات زندگی به كار می رود و اجمالا می خواهد بگوید سخت نگیر، خونسرد باش، این هم می گذرد و یا به قول شاعر معاصر، شادروان عباس فرات :
هم موسم بهار طرب خیز بگذرد                هم فصل نامساعد پائیز بگذرد
گر ناملایمی به تو رو آورد فرات                 دل را مساز رنجه كه این نیز بگذرد

اما ریشه ی تاریخی این عبارت مثلی : شادروان محمدعلی فروغی ملقب به «ذكا الملك» را تقریبا همه كس می شناسد. فروغی به سال 1295 هجری قمری در خانواده ای از اهل علم و ادب تولد یافت و تحصیلات خود را در رشته ی طب دارالفنون به پایان رسانید ولی چون عشق و علاقه ی او به حكمت و فلسفه بیشتر بود از كار طبابت و پزشكی دست كشیده به مطالعات فلسفی پرداخت.

فروغی در سال های آخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار عضو دارالترجمه ی سلطنتی شد. در دوران مظفرالدین شاه معلم یك مدرسه ی ملی و پس از آن معلم علوم سیاسی گردید. پس از درگذشت پدرش محمد حسین خان فروغی لقب ذكا الملك به او اعطا گردید و ریاست مدرسه ی علوم سیاسی نیز به وی واگذار شد. در كابینه ی اول و دوم «صمصام السطنه» به وزارت مالیه و عدلیه برگزیده شد. پس از چندی استعفا داد و ریاست دیوان عالی تمیز را پذیرفت. در كابینه ی «مشیرالدوله» وزیر عدلیه شد و پس از جنگ جهانی اول به عضویت هیئت نمایندگی ایران به كنفرانس صلح پاریس رفت. در كابینه ی «مستوفی الممالك»، مقارن دوره ی چهارم مجلس، وزیر امور خارجه شد. در سال های 1304 و 1313 شمسی نخست وزیر شد و از آن پس تا شهریور 1320 شمسی از كار كناره گرفت و به مطالعه و تصنیف و تالیف پرداخت.

فروغی در پنجم شهریور 1320شمسی كه نیروی سه گانه ی آمریكا و انگلیس و شوروی از جنوب و شمال به خاك ایران سرازیر گردیده بودند از طرف سردودمان پهلوی مامور تشكیل دولت گردید، و همین دولت بود كه با سیاست و دوراندیشی قرارداد سه جانبه ی ایران و روس و انگلیس را به امضا رسانیده آسیب جنگ جهانی را تا اندازه ای از ایران دور كرد. مرحوم فروغی در یكی از جلسات پرشور مجلس شورای ملی كه نمایندگان مخالف و در عین حال متعصب، او را تحت فشار قرار داده تهدید به استیضاح كرده بودند كه كشور ایران را هرچه زودتر از صورت اشغال و تصرف متفقین در جنگ جهانی دوم خارج كند با خونسردی مخصوصی كه در شان یك سیاستمدار كاردیده و كاركشته است در پاسخ نمایندگان اظهار داشت :


«می آیند و می روند و با كسی كاری ندارند.»

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:33  توسط رضا  | 

نقاشی های شگف انگیز با مداد



نقاشی های شگف انگیز با مداد

اثرهای ماندگاری از نقاش برجسته randy hann

http://2topics.com/group/files/13/01.jpg



بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:31  توسط رضا  | 

10 کلید اصلی تربیت فرزندان


10 کلید اصلی تربیت فرزندان


خیلی مهم است که به طریقی فرزندانمان را تربیت کنیم که با دادن انگیزه درونی، بالا بردن اعتماد به نفسشان، و ایجاد حس دوست داشته شدن در آنها، مسئولیت پذیری را به آنها آموزش دهیم. اگر فرزندانمان به این طریق تربیت شوند، به هیچ وجه برای ایجاد حس قدرت و تعلق در خودشان، به گروه های فاسد، موادمخدر و سکس روی نمی آورند.

10 راهکار زر به والدین کمک می کند از روش هایی استفاده کنند که حس سلامت و امنیت فرزندانشان را تضمین می کند.



بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:28  توسط رضا  | 

کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان

کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان

http://marshal-modern.ir/Archive/9295.aspx

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد

به‌عبارتی می‌توان گفت:


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/26ساعت 7:26  توسط رضا  | 

هيروشيما، 64 سال بعد از بمباران اتمي، چه كسي جنگ را برد ؟


هيروشيما، 64 سال بعد از بمباران اتمي، چه كسي جنگ را برد ؟

همه مي دانيم هيروشيما و ناكازاكي در اوت 1945 بعد از اصابت اولين بمب اتمي به آنها با خاك يكسان شدند
(و ژاپن يكي از بازندگان جنگ دوم جهاني بود)
اما آنچه ما اطلاعات كمي در موردش داريم پيشرفتي است كه در طول اين 64 سال صورت گرفته.


بمباران اتمي هيروشيما در سال 1945

http://2topics.com/group/files/14/01.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:51  توسط رضا  | 

بگذار تو را یاری کنم!


بگذار تو را یاری کنم!

چند سال پیش در المپيک معلولان در شهر سياتل؛ نـُه دونده در خط شروع براي مسابقه صـد متر ايستاده بودند؛
تير شروع مسابقه شليک شد؛ دونده ها سعي مي کردند بدوند و برنده شوند.
ناگهان پاي يکي از آنها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد. هشت دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او
دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند. يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او را در آغوش گرفت وبه او دلداري داد.
سپس همه ی دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند ... تمامي جمعيت حاضر در استاديوم ايستاده بودند
و براي آنها دست مي زدند ... تشويقي که مدتی بسيار طولاني ادامه پيدا کرد ...

کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز درباره ی آن حرف مي زنند. مـي دانيد چــرا؟
زيرا اين حادثه عميقاً در قلب ما تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهم تري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.
کمک کردن به ديگران براي اين که آنها هم موفقيت را تجربه کنند؛
حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود را آهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:47  توسط رضا  | 

اصول کلی لباس پوشیدن و نحوه انتخاب لباس


اصول کلی لباس پوشیدن و نحوه انتخاب لباس


برای لاغرتر و بلند قدتر به نظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:
۱) لباس های کاملاً اندازه بپوشید؛ لباس های خیلی کوچک و خیلی بزرگ تنها شما را چاق تر نشان می دهند.
۲) لباس های یک دست یک رنگ بپوشید؛ ترجیحاً یک رنگ از سر تا نوک پا.
۳) از پوشیدن لباس های با طرح برجسته و پارچه های زمخت خودداری کنید.
۴) لباس های تیره رنگ با پارچه های نازک و نرم بپوشید.
۵) شلوار را در ناحیه کمر بالا بیاورید نه پایین تر.
۶) از پوشیدن لباس های با نقش و نگار شلوغ خودداری ورزید.
۷) لباس با طرح راه راه عمودی بپوشید.
۸) از داشتن ملزومات بیش از حد خودداری کنید.
۹) کفش پاشنه بلند به پا کنید. ( برای خانم ها )

برای کوتاه تر و چاق تر به نظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:
۱) لباس های با رنگ متفاوت بپوشید.
۲) رنگ های روشن و پر رنگ بپوشید.
۳) لباس های چند لایه به تن کنید.
۴- کفش بدون پاشنه و ظریف بپوشید.
۵) شلوار تمام قد ( و نه کوتاه) به پا کنید.
۶) از پوشیدن لباس های سرتاسر یک رنگ بپرهیزید.
۷) لباس با طرح راه راه عمودی نپوشید.

 چگونه لباس هایمان را «سِت» کنیم
۱) رنگ جوراب باید همرنگ شلوار یا تیره تر از آن باشد.
۲) رنگ کمربند باید با رنگ کفش یکسان باشد.
۳) کت و شلوار خاکستری و سرمه ای با کفش مشکی، و کت و شلوار قهوه ای و زیتونی با کفش قهوه ای «ست» است.

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:42  توسط رضا  | 

نشست مطبوعاتي سريال نردبام آسمان


نشست مطبوعاتي سريال نردبام آسمان

شبنم قلي خاني


بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:41  توسط رضا  | 

عکس های منتخب


عکس های منتخب



بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:39  توسط رضا  | 

لحظه های عشق


لحظه های عشق


بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:33  توسط رضا  | 

مدل های آرایش فانتزی



مدل های آرایش فانتزی

بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت 9:31  توسط رضا  | 

بازی با مگس های مرده


بازی با مگس های مرده

عکس های بسیار زیبا

مگس مرده


بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 4:9  توسط رضا  | 

پنج قانون خوشبختي را به خاطر بسپاريد

پنج قانون خوشبختي را به خاطر بسپاريد

1 - قلبتان را از نفرت پاک کنيد.
2 - ذهنتان را از نگراني ها دور کنيد.
3 - ساده زندگي کنيد.
4 - بيشتر بخشش کنيد.
5 - کم تر توقع داشته باشيد.


+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 4:7  توسط رضا  | 

گران‌ترين، پركارترين و پردرآمدترين شهرهاي دنيا

گران‌ترين، پركارترين و پردرآمدترين شهرهاي دنيا
بانك «يو.بي.اس» سوئيس در گزارشي گران‌ترين، ارزان‌ترين، پركارترين، تنبل‌ترين و پردرآمدترين شهرهاي دنيا را اعلام كرد كه جزئيات آن منتشر شده است.

به نوشته جمهوري به نقل از «توانا»، براساس مطالعات انجام شده توسط بانك «يو.بي.اس» سوئيس رده‌بندي 73 شهر برگزيده در زمينه‌هاي مختلف از جمله ارزان‌ترين گران‌ترين پرخرج‌ترين و كم‌خرج‌ترين شهر ميزان كمترين و بيشترين دستمزد و شاخص‌هاي اقتصادي ديگر در بازه مارس تا آوريل (اسفند تا فروردين) سال جاري بررسي شده است.

لازم به ذكر است بانك «يو.بي.اس» سوئيس اولين دوره تحقيقات خود را در سال 1350 و در ميان 31 كشور انجام داد كه از آن سال به بعد سه سال يك بار اطلاعات خود را به روز مي‌كند كه آخرين دوره تحقيقات اين موسسه قبل از سال جاري مربوط به سال 1385 است.

در اين دوره اين تحقيق در بين 73 شهر از جمله بانكوك (تايلند) بارسلونا (اسپانيا) پكن (چين) دوحه (قطر) دبي (امارات متحده عربي) ژنو (سوئيس) هنگ كنگ (چين) و لندن (انگليس) لس آنجلس (ايالات متحده) ليون (فرانسه) توكيو (ژاپن) و منامه (بحرين) و در شهرهاي ديگر انجام گرفت و رده بندي‌هاي مختلفي در شاخص‌هاي گوناگون براي اين كشورها رقم خورد.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 3:40  توسط رضا  | 

دانلود کلیپ پاورپوینت آیا میدانستید؟

دانلود کلیپ پاورپوینت آیا میدانستید؟

 
Powerpoint Clip
 
یک کلیپ پاورپوینت بسیار زیبا و دیدنی با عنوان آیا میدانستید؟
 
البته یه نوع دیگه ای از آیا میدانستید هست !!!
 
حتما ببینید
 
دانلود کلیپ در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 11:4  توسط رضا  | 

متفرقه


1 - زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!! زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...

2 - شکست خورده ای در عشق را پرسیدند: عشق را به چه تشبیه می کنی؟ گفت: عشق مانند ستاره ای می ماند که هر چقدر دورتر باشد بیشتر به تو چشمک می زند و پر نور تر است و تا به آن رسیدی نه از چشمک خبری باشد و نه از نور!

3 - به این دو مطلب حکمت آموز دقت کنید:
ازدواج  یعنی از دست دادن توجه جمع کثیری از مردان و به دست آوردن بی توجهی یکی از آنها!
ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست بلکه دل بریدن از بقیه دخترهاست!
پی نوشت: بعضی وقتا که آدم چیزی برای نوشتن نداره  باید از حکمت کمک بگیره!

نکات جالب از مسابقات فرمول1
-اولین مسالقه ی فرمول یک در پیست سیلوراستون انگلستان در مقابل جرج ششم پادشاه انگلیس برگذار شد.
-اولین برنده مسابقات گراندپری خوان مانول فانجیو با یک مازراتی در سال ۱۹۵۰ بود.
- یک ماشین F1 میتواند در 4 ثانیه از سرعت صفر به یکصد و شصت رفته و مجددا به سرعت صفر باز گردد.
-تجربه ی ترمز با یک ماشین فرمول یک مانند برخورد با دیوار آجری با سرعت سیصد کیلومتر در ساعت است.
-یک راننده ی F1 در طی هر مسابقه تقریبا 4 کیلوگرم وزن به خاطر گرما و نیروی جی از دست می دهد.
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:59  توسط رضا  | 

2 داستان جالب


1 - انیشتین و راننده اش !


انيشتين براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه از راننده مورد اطمينان خود كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين او را هدايت مي كرد بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان شنوندگان حضور داشت بطوريكه به مباحث انيشتين تسلط پيدا كرده بود! يك روز انيشتين در حالي كه در راه دانشگاه بود با صداي بلند گفت كه خيلي احساس خستگي مي كند؟

راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتين سخنراني كند چرا كه انيشتين تنها در يك دانشگاه استاد بود و در دانشگاهي كه سخنراني داشت كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانستند او را از راننده اصلي تشخيص دهند. انيشتين قبول كرد، اما در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از وي بپرسند او چه مي كند، كمي ترديد داشت.

به هر حال سخنراني راننده به نحوي عالي انجام شد ولي تصور انيشتين درست از آب درامد. دانشجويان در پايان سخنراني شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند. در اين حين راننده باهوش گفت: سوالات به قدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد به حدي كه باعث شگفتي حضار شد!

 

 

2 - نامه ای از دوزخ !

    روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

    گيرنده : همسر عزيزم

    موضوع : من رسيدم

    ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي که چه قدر اينجا گرمه !!!

+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:55  توسط رضا  | 

به سلامتی . . .

به سلامتی دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.

به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

به سلامتی سایه! که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.

به سلامتی نهنگ! که گنده‌لات دریاست.

به سلامتی زنجیر! نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.

به سلامتی کرم خاکی!نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

به سلامتی رودخونه!که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

به سلامتی گاو!که نمی‌گه من، می‌گه ما.

به سلامتی دریا! که قربونیاشو پس می‌آره.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره.

+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:29  توسط رضا  | 

تصاویری از خانه رویایی یک زوج جوان


تصاویری از خانه رویایی یک زوج جوان

http://2topics.com/group/files/10/01.jpg


بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:27  توسط رضا  | 

سخنان زیبا



  آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:23  توسط رضا  | 

جالب ترین تماس ها با 911 امریکا

جالب ترین تماس ها با 911 امریکا




همهی شما می دانید که شماره تماس با پلیس در آمریکا و بسیاری از کشور هایدیگر 911 است. در میان تماس بسیار مهم و اضطراری که این مرکز دریافت میکند ، تماس های عجیب وخنده داری نیز وجود دارد که گروه تفریحی نظام آبادشما را به خواندن برخی از آنها دعوت می کند:


بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 5:19  توسط رضا  | 

خدایا زن چه موجودیه؟

خدایا زن چه موجودیه؟


یک بنده خدايی ، کناراقيانوس قدم می زد،وزير لب دعايی راهمزمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت: خدايا ! ميشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟ ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد

كه ميگفت:



بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 7:21  توسط رضا  | 

احمقانه‌ترین اشتباهات سفرهای زمان فیلم‌ها

قبلآ قوانین مسافرت در زمان‌و بررسی کردیم(+ و +) اما همیشه فیلمایی که ساخته می‌شن این قوانین‌ و حتی قاعده‌های پیش پا افتاده‌ی دیگه رو در این زمینه رعایت نمی‌کنند توی این مطلب گل‌درشت‌ترین و احمقانه‌ترین این اشتباهات را مرور می‌کنیم.

البته قبل از اون فراموش نمی‌کنیم که اگه قرار باشه همه چیز بر اساس منطق و قوانین پیش بره تقریبآ هیچ فیلم و داستانی به وجود نمیاد.


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 6:48  توسط رضا  | 

شغل دوم گزارشگران مشهور فوتبال صداو سیما


شغل دوم گزارشگران مشهور فوتبال صداو سیما



همراه با عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 6:36  توسط رضا  | 

داستان پیرمرد

داستان پیرمرد

پير مردي بر قاطري بنشسته بود و از بياباني مي گذشت .. سالكي را بديد كه پياده بود
پير مرد گفت : اي مرد به كجا رهسپاري ؟
سالك گفت : به دهي كه گويند مردمش خدا نشناسند و كينه و عداوت مي ورزند و زنان خود را از ارث محروم مي‌كنند
پير مرد گفت : به خوب جايي مي روي
سالك گفت : چرا ؟
پير مرد گفت : من از مردم آن ديارم و ديري است كه چشم انتظارم تا كسي بيايد و اين مردم را هدايت كند
سالك گفت : پس آنچه گويند راست باشد ؟
پير مرد گفت : تا راست چه باشد
سالك گفت : آن كلام كه بر واقعيتي صدق كند
پير مرد گفت : در آن ديار كسي را شناسي كه در آنجا منزل كني ؟
سالك گفت : نه
پير مرد گفت : مردماني چنين بد سيرت چگونه تو را ميزبان باشند ؟
سالك گفت : ندانم
پير مرد گفت : چندي ميهمان ما باش . باغي دارم و ديري است كه با دخترم روزگار مي گذرانم
سالك گفت : خداوند تو را عزت دهد اما نيك آن است كه به ميانه مردمان كج كردار روم و به كار خود رسم
پير مرد گفت : اي كوكب هدايت شبي در منزل ما بيتوته كن تا خودت را بازيابي و هم ديگران را بازسازي
سالك گفت : براي رسيدن شتاب دارم
پير مرد گفت : نقل است شيخي از آن رو كه خلايق را زودتر به جنت رساند آنانرا تركه مي زد تا هدايت شوند . ترسم كه تو نيز با مردم اين ديار كج كردارآن كني كه شيخ كرد
سالك گفت : ندانم كه مردم با تركه به جنت بروند يا نه ؟
پير مرد گفت : پس تامل كن تا تحمل نيز خود آيد . خلايق با خداي خود سرانجام به راه آيند
پيرمرد و سالك به باغ رسيدند . از دروازه باغ كه گذر كردند
سالك گفت : حقا كه اينجا جنت زمين است . آن چشمه و آن پرندگان به غايت مسرت بخش اند
پير مرد گفت : بر آن تخت بنشين تا دخترم ما را ميزبان باشد
دختر با شال و دستاري سبز آمد و تنگي شربت بياورد و نزد ميهمان بنهاد .سالك در او خيره بماند و در لحظه دل باخت . شب را آنجا بيتوته كرد وسحرگاهان كه به قصد گزاردن نماز برخاست پير مرد گفت : با آن شتابي كه برايهدايت خلق داري پندارم كه امروز را رهسپاري
سالك گفت : اگر مجالي باشد امروز را ميهمان تو باشم
پير مرد گفت : تامل در احوال آدميان راه نجات خلايق است . اينگونه كن
سالك در باغ قدمي بزد و كنار چشمه برفت . پرنده ها را نيك نگريست و دختراو را ميزبان بود . طعامي لذيذ بدو داد و گاه با او هم كلام شد . دختر ازاحوال مردم و دين خدا نيك آگاه بود و سالك از او غرق در حيرت شد . روز دگرسالك نماز گزارد و در باغ قدم زد پيرمرد او را بديد و گفت : لابد بهانديشه اي كه رهسپار رسالت خود بشوي
سالك چندي به فكر فرو رفت و گفت : عقل فرمان رفتن مي دهد اما دل اطاعت نكند
پير مرد گفت : به فرمان دل روزي دگر بمان تا كار عقل نيز سرانجام گيرد
سالك روزي دگر بماند
پير مرد گفت : لابد امروز خواهي رفت , افسوس كه ما را تنها خواهي گذاشت
سالك گفت : ندانم خواهم رفت يا نه , اما عقل به سرانجام رسيده است . اي پيرمرد من دلباخته دخترت هستم و خواستگارش
پير مرد گفت : با اينكه اين هم فرمان دل است اما بخر دانه پاسخ گويم
سالك گفت : بر شنيدن بي تابم
پير مرد گفت : دخترم را تزويج خواهم كرد به شرطي
سالك گفت : هر چه باشد گر دن نهم
پير مرد گفت : به ده بروي و آن خلايق كج كردار را به راه راست گرداني تا خدا از تو و ما خشنود گردد
سالك گفت : اين كار بسي دشوار باشد
پير مرد گفت : آن گاه كه تو را ديدم اين كار سهل مي نمود
سالك گفت : آن زمان من رسالت خود را انجام مي دادم اگر خلايق به راه راستمي شدند , و اگر نشدند من كار خويشتن را به تمام كرده بودم
پير مرد گفت : پس تو را رسالتي نبود و در پي كار خود بوده اي
سالك گفت : آري
پير مرد گفت : اينك كه با دل سخن گويي كج كرداري را هدايت كن و باز گرد آنگاه دخترم از آن تو
سالك گفت : آن يك نفر را من بر گزينم يا تو ؟
پير مرد گفت : پير مردي است ربا خوار كه در گذر دكان محقري دارد و در ميان مردم كج كردار ,او شهره است
سالك گفت : پيرمردي كه عمري بدين صفت بوده و به گناه خود اصرار دارد چگونه با دم سرد من راست گردد ؟
پير مرد گفت : تو براي هدايت خلقي مي رفتي
سالك گفت : آن زمان رسم عاشقي نبود
پير مرد گفت : نيك گفتي . اينك كه شرط عاشقي است برو به آن ديار و دراحوال مردم نيك نظر كن , مي خواهم بدانم جه ديده و چه شنيده اي ؟
سالك گفت : همان كنم كه تو گويي
سالك رفت , به آن ديار كه رسيد از مردي سراغ پير مرد را گرفت
مرد گفت : اين سوال را از كسي ديگر مپرس
سالك گفت : چرا ؟
مرد گفت : ديري است كه توبه كرده و از خلايق حلاليت طلبيده و همه ثروت خود را به فقرا داده و با دخترش در باغي روزگار مي گذراند
سالك گفت : شنيده ام كه مردم اين ديار كج كردارند
مرد گفت : تازه به اين ديار آمده ام , آنچه تو گويي ندانم . خود در احوال مردم نظاره كن
سالك در احوال مردم بسيار نظاره كرد . هر آنكس كه ديد خوب ديد و هر آنچه ديد زيبا . برگشت دست پير مرد را بوسيد
پير مرد گفت : چه ديدي ؟
سالك گفت : خلايق سر به كار خود دارند و با خداي خود در عبادت
پير مرد گفت : وقتي با دلي پر عشق در مردم بنگري آنان را آنگونه ببيني كه هستند، نه آنگونه كه خود خواهي

+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 6:32  توسط رضا  | 

عکس های جالب از دوش حمام

عکس های جالب از دوش حمام


Lavacas Rain Shower Heads image


بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 6:29  توسط رضا  | 

جوان ترین استاد دانشگاه در جهان


جوان ترین استاد دانشگاه در جهان



آلیا صبور(Alia Sabur)دختر ایرانی جوان ترین استاد دانشگاه در جهان میباشد،نام او در تاریخ 19 فوریه 2008رکوردهای جهانی گینس نوشته شد و پس از 291 سال رکورد آقای کولین مک‌لورین(Colin Maclaurin)زاده فوریه 1698رکورددار پیشین را شکست.


آلیا صبور در دوران نوجوانی و کودکی::Alia Sabur




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/20ساعت 6:19  توسط رضا  | 

تبلیغات سیگار

عکس های تبلیغاتی در مورد سیگار

Join TiHis Group | Tehroon-Online

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 12:21  توسط رضا  | 

عکس های فانتزی

TaranehhaGroups www.Hamtaraneh.com


بقیه عکس ها در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 10:49  توسط رضا  | 

ضرب المثل


نه از دل است نه از جان، از كتك است حسین جان

 

این مثل را برای كسانی می گویند كه كاری را از روی ترس انجام می دهند و راضی به انجام دادن آن كار نیستند.

می گویند در روز عاشورا چند نفر كلیمی را با زور و كتك وادار كردند كه در میان عزاداران حضرت حسین سینه بزنند. آنان از ترس اینكه مبادا كتك بخورند به سر و سینه می زدند و دم گرفته بودند : «نه از دله نه از جون، از كتكه حسین جون !»


+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 10:14  توسط رضا  | 

ماجرایی تامل برانگیز : میزان فاصله ی قلب آدم ها و تن صدا


استادى از شاگردانش پرسيد:
چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و يکى از آن‌ها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم

استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟
آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

سرانجام او چنين توضيح داد:
هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد.
آن‌ها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آن‌ها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسيد:
هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟
آن‌ها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟
چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است.
فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.

استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد

+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 10:9  توسط رضا  | 

داستانی کوتاه و تاثیرگذار : نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه

داستانی کوتاه و تاثیرگذار : نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.

اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست، واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره، زن از در بیرون رفته بود،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت، همه چیز داره درست میشه
"
+ نوشته شده در  88/07/19ساعت 10:4  توسط رضا  | 

عکس های بی نظیر از صحنه های مشترک در زمان جنگ جهانی دوم و اکنون

عکس های بی نظیر از صحنه های مشترک در زمان جنگ جهانی دوم و اکنون

 

جنگ جهانی دوم یکی از بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین جنگ‌ها در تاریخ جهان است.

آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب است. منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ می‌دانند، و همچنین حمله ژاپن به منچوری را در ۱۹۳۱ را نیز در این میان ذکر کرده‌اند.

جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آن‌ها، بحران اقتصادی و تورم، درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول. رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.

جنگ جهانی اول به پایان رسید، اما نظام سرمایه‌داری اروپا جنگ دیگری را آبستن بود. سرمایه‌داری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدیداً طبقهٔ حاکم را نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقهٔ حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد تا «خطر» انقلاب را برطرف کرده و بتواند روسیه را از حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهم‌کوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجه‌ای بی‌سابقه رسید. اشتهای استعماری قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری و رقابت‌هایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند. دو اتفاق مهم آتش اولیه جنگ جهانی دوم را برافروخت، حمله ژاپن به چین (ژوئیه ۱۹۳۷)و اشغال لهستان توسط آلمان (سپتامبر ۱۹۳۹). کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم دو گروه بودند که به نام متفقین و متحدین شناخته می‌شوند.

عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/18ساعت 4:54  توسط رضا  | 

نشست خبری بازیگران پنجمین خورشید (حمید گودرزی ، شبنم قلی خانی ، مریم کاویانی و . . . )


عکس های نشست در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/18ساعت 4:50  توسط رضا  | 

عکس های بسیار زیبا


عکس های بسیار زیبا در ادامه مطلب

حتما ببینید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/18ساعت 4:48  توسط رضا  | 

ماجرایی آموزنده : هیج مانعی در دنیا وجود ندارد!

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است ، نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 5:34  توسط رضا  | 

ماجرای جالب : "زرنگ ترین پیرزن دنیا !"

ماجرای جالب : "زرنگ ترین پیرزن دنیا !"

يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به يکي از شعب بزرگترين بانک کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مدير عامل بانک براي آن خانم ترتيب داده شد .
پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي بانک رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکي پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است . زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام که همانا شرط بندي است ، پس انداز کرده ام . پيرزن ادامه داد و از آنجائي که اين کار براي من به عادت بدل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم داريد !
مرد مدير عامل که اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بيست هزار دلار و اگر موافق هستيد ، من فردا ساعت ده صبح با وکيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي کنيم و سپس ببينيم چه کسي برنده است . مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت ده صبح برنامه اي برايش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردي که ظاهراً وکيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت .
پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست کرد که در صورت امکان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدير عامل که مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به کجا ختم مي شود ، با لبخندي که بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل کرد .
وکيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مدير عامل که پريشاني او را ديد ، با تعجب از پير زن علت را جويا شد .
پيرزن پاسخ داد : من با اين مرد سر يکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاري خواهم کرد تا مدير عامل بزرگترين بانک کانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون کند !

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 5:33  توسط رضا  | 

ضرب المثل

نه می خواهم خدا گوساله را به همسایه ام بدهد و نه ماده گاو را به من.

 

این مثل را برای مردم حسود می آورند و می گویند :

 

«زنی همیشه به همسایه ها و دیگران حسودی می كرد و از این بابت خیلی هم عذاب می كشید، روزی به درگاه خداوند متعال نالید و از او یك ماده گاو درخواست كرد. همسایه ای كه شاهد تقاضای او بود، گفت : «چون تو خیلی حسودی، خدا به تو گاو نمی دهد، مگر از خدا بخواهی كه اول گوساله ای به همسایه ات بدهد و بعد ماده گاوی به تو». زن حسود در جواب گفت : «حالا كه اینطور است، نه می خوام خدا گوساله را به همسایه ام بدهد، نه ماده گاوی را به من.»

+ نوشته شده در  88/07/15ساعت 11:52  توسط رضا  | 

10 راز جاذبه که خانم ها می دانند ولی آقایون نه

راز جاذبه که خانم ها می دانند ولی آقایون نه!

واقعبین باشید خانم ها خیلی بهتر از آقایون می دانند که چطور دیگران را به خود جذب کنند.

اشکال از ما نیست. خانم ها سالهای زیادی را صرف این کرده اند که به چشم دیگران بیایند. آنها تجربه های زیادی از تلاش برای علاقه مند کردن آقایون به خودشان داشته اند. به عبارت دیگر: آنها تمرین داشته اند.

خانم ها رمز و راز جاذبه را می دانند

اما نکته خنده دار درمورد جاذبه این است که آقایون هم می توانند رمز و راز آنرا یاد بگیرند و به نتیجه ای که می خواهند دست پیدا کنند.

حالا 10 راز مهم جاذبه را برایتان عنوان می کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/15ساعت 10:32  توسط رضا  | 

لوگوهایی با پیامهای مخفی

فعلا بازار لوگو در itt  داغه و ید ندیدم که این پست بسیار جالب رو بزنم که شاید طرحهای که قرار هست توسط شما طراحی بشه دستخوش این پست قرار بگیره. لوگو باید بغیر از ظاهر زیبا، نتاسب رنگ و  . . . پیغامی رو هم به بازدید کننده برسونه و برای کاربران و بازدیدکنندگان یادآور و به خاطر آورنده یک برند و مارک تجاری باشد. اما بعضی از لوگوها آنقدر زیرکانه طراحی شده اند که بغیر از تمام موارد بالا پیغامی را بصورت مخفیانه (منظور این است که در نگاه اول شاید متوجه این پیغام نشوید و حتما نیاز به نگاه دقیق تری خواهد بود) به شما برساند. در زیر لوگوی چند شرکت معروف که بعضی از آنها را حتما دیده اید اما تا کنون توجه نکرده بودید که در آنها پیامی نهفته است را برای شما آورده ام. به امید اینکه در لوگوهایی که برای ما طراحی میکنید همچنین ظرافتی را بکار ببرید :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/14ساعت 14:28  توسط رضا  | 

آیا عاشق هستید؟ امتحان کنید

آیا عاشق هستید؟ مقیاس عشق زیر در دانشگاه ”نورس استرن بوستون“ تهیه شده است. برای مقایسهٔ خود با دانشجویان آن دانشگاه، فقط باید به طرف مقابل عشق خود بیندیشید و به این پرسشنامه پاسخ دهید. بعد، نتیجه‌های خود را با نتیجه‌هائی که در پیوست آمده است، مقایسه کنید.




● دستورالعمل
در مربع‌های زیر عددی که به‌ظنر شما صحیح‌تر است را بنویسید.
برای این کار از کدهای زیر استفاده کنید:
کد ۷= به طول کامل درست
کد ۶= بیشتر درست
کد ۵= کمی درست
کد ۴= نامطمئن (هم درست و هم غلط)
کد ۳= کمی غلط
کد ۲= بیشتر غلط
کد ۱= به‌طور کامل غلط
۱) خیلی عجله دارم که با او باشم.
۲) او را خیلی جذاب می‌دام
۳) او نسبت به بیشتر مردم معایب کمتری دارد.
۴) برای او هر کاری را انجام می‌دهم
۵) به نظر من او خیلی فریبا می‌باشد
۶) دوست دارم احساس‌های خود را با او در میان بگذارم.
۷) وقتی با هم کار می‌کنیم، کار برای من خیلی خوشایند است
۸) دوست دارم که او به‌طور حتم مال من باشد
۹) اگر اتفاق بدی برای او بیفتد، خیلی ناراحت خواهم شد.
۱۰) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم
۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه‌مند باشد.
۱۲) وقتی با او هستم، خیلی خوشحال هستم.
۱۳) برایم دشوار است که مدت طولانی از او دور باشم.
۱۴) حقیقت این است که خیلی به او علاقه‌مند هستم.
مقیاس عشق به کمک یک نمونه ۲۲۰ نفری از دانشجویان دوره اول دانشگاه ”نورس استرن“ با سنین ۱۹ تا ۲۴ سال تعیین شده است. برای این کار، ابتدا از دانشجوها خواسته‌اند که بگویند: ”به‌طور مطمئن عاشق هستند“، ”به احتمال زیاد عاشق هستند“، ”به احتمال کم عاشق هستند“، ”به احتمال زیاد عاشق نیستند“ یا ”به‌طور مطمئن عاشق نیستند“ آنگاه از آنها خواسته‌اند به سؤال‌های مقیاس عشق، در ارتباط به کسی که او را دوست دارند، پاسخ دهند.
نتیجه‌های متوسط هر گروه از دانشجوها را نشان می‌دهد. چون نتیجه‌های دخترها با پسرها تفاوت نداشت، یک جا آورده شده است. اگر نتیجهٔ شما در مقیاس عشق، ۸۴ باشد، احساس‌های شما به احتمال زیاد بین احساس‌های دانشجویانی که اعلام کرده‌اند ”به‌طور مطمئن عاشق هستند“ و احساس‌های آنهائی که اعلام کرده‌اند ”به احتمال زیاد عشاق هستند“ قرار خواهد گرفت.
● یادآوری
از آنجائی که این آزمون، پس از اجراء از طرف تعدادی از دانشجوها مورد تردید قرار گرفته است. در تفسیر نتیجه‌های خود، جانب احتیاط را رعایت کنید. بر احساس‌های خود بیشتر از نتیجه‌های آزمون، اعتماد کنید.
● نتیجه‌های دانشجویان دانشگاه ”نورس استرن“ در مقیاس عشق
حالت/ تعداد/ میانگین نتیجه‌ها
کسانی که به‌طور مطمئن عاشق بودند/ ۵۶/ ۸۹
کسانی که به احتمال زیاد عاشق بودند/ ۴۵/ ۸۰
کسانی که به احتمال زیاد کم عاشق بودند/ ۳۶ / ۷۷
کسانی که به احتمال زیاد عاشق نبودند/ ۴۰ / ۶۸ درصد
کسانی که به‌طور مطمئن عاشق نبودند/ ۴۳ / ۵۹
+ نوشته شده در  88/07/14ساعت 13:26  توسط رضا  | 

رنگ مورد علاقه شما چیست؟

زمانی كه از رنگ ها سخن می گوییم، منظورمان تنها سه رنگ اصلی: زرد، آبی و قرمز نیست، بلكه رنگها زبان ارتباط غیر كلامی اند و هر كدام نشانه یا علامت چیزی یا شخصیتی هستند.
امروزه رنگها نه تنها در پوشاك و دكوراسیون داخلی منازل، بلكه در تهیه بروشورها، آرمها و علامتها، وب سایتها و به طور كلی در همه جنبه های زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرند.
این جمله معروف را همیشه به یاد داشته باشید كه آنچه را كه چشم می بیند، دل باور می كند و مطالعات و بررسیها نشان می دهد كه رنگها حتی بر روی عكس العملهای فیزیكی بدن ما هم تأثیر می گذارند.
به عنوان مثال، ثابت شده كه قرمز فشار خون را بالا می برد و رنگ سبزی كه در اتاقهای عمل بیمارستانها استفاده می شود، باعث آرامش می شود.
رنگها در فرهنگهای مختلف ممكن است معنای كاملاً متفاوت داشته باشند (به عنوان مثال رنگ سفید در بسیاری از كشورها رنگ عروسی است، در حالی كه در بعضی از كشورهای شرقی رنگ عزا می باشد.)
بعضی رنگها از گذشته تا حال به طور سنتی به عنوان رنگی زنانه به حساب آمده و طی سالها به طور مكرر از طرف بانوان استفاده شده است. این رنگها بسیار مورد علاقه طراحان مد و لباس، طراحان لوازم لوكس و دكوراتورها بوده و در تهیه لوازم زنانه استفاده می شوند.
مطالعه بر روی رنگها طی سالهای متمادی نشان می دهد كه رنگهای مورد علاقه زنان و مردان با یكدیگر فرق می كند. البته بعضی از تفاوتها برگرفته از آداب و رسوم قومی، مذهبی و شرایط جامعه است. اطلاع از اینكه مردان و زنان هر جامعه چه رنگهایی را ترجیح می دهند، چندان سخت نیست و از آن جایی كه می توان رنگها را با اختلاف جزیی و در پرده های مختلف تهیه كرد، می توان گفت كه ممكن است شخصی كه عاشق رنگ آبی كم رنگ است از آبی سیر متنفر باشد. بنابراین ترجیح دادن رنگ آبی (به عنوان مثال) به این معنی نیست كه همه افراد از یك نوع رنگ آبی خوششان می آید.
رنگها هر یك زبان بخصوص خود را دارند و نشانه و سمبل چیزی هستند:


* آبی: رنگ آبی مورد علاقه خانمها و آقایان در همه سنین است، در حالی كه مردان بیش از زنان رنگ آبی را ترجیح می دهند، احتمالاً تأثیرات آرامش بخش این رنگ، آن را به رنگی عامه پسند تبدیل كرده است، به طور كلی آبی، نشانه قدرت، صلح و هوش است.
* سبز: مادر طبیعت سبز و مؤنث است. این رنگ هم مورد توجه آقایان و خانمها می باشد و اثری سرد، خنك و آرام بخش بر روی شخص می گذارد. این رنگ نشانه رویش، تازه شدن، سلامت و محیط زیست است.
* فیروزه ای: براساس تحقیقات و مطالعات بر روی رابطه جنسیت و رنگها، زنان نسبت به مردان، بسیار بیشتر رنگ فیروزه ای را ترجیح می دهند. از آن جایی كه 76 درصد زنان رنگهای سرد را ترجیح می دهند و فیروزه ای هم تركیبی از دو رنگ سرد سبز و آبی است پس جای تعجب نیست كه آقایان چندان توجهی به این رنگ نشان نمی دهند. فیروزه ای سمبل پیچیدگی، فرهیختگی و قدمت است.
* ارغوانی: ارغوانی یك رنگ كاملاً زنانه است. اكثر زنان این رنگ را دوست دارند، در حالی كه مردان اكثراً از این رنگ به شدت بدشان می آید. به طور سنتی ارغوانی رنگ سلطنتی و باشكوه در نظر گرفته می شود و علاوه بر این رنگی فرازمینی، رومانتیك و رمزآلود به حساب می آید.
* صورتی: اغلب مردم هنوز هم معتقدند كه صورتی، رنگی صد در صد مؤنث، لطیف و مخصوص دختر بچه هاست. البته این به آن معنا نیست كه همه زنان هم این رنگ را ترجیح می دهند. ارتباط میان زنان و صورتی بیشتر جنبه فرهنگی دارد تا علاقه شخصی، همین جنبه های فرهنگی مشخص می كند كه این رنگ مناسب مردان نیست. صورتی، رنگی دوست داشتنی، رؤیایی، بشاش و لطیف است.
* بنفش كم رنگ یا سوسنی: بعد از صورتی دخترانه و قبل از رسیدن به رنگ ارغوانی، بنفش كم رنگ مخصوص افراد بالغ و بزرگسال و نیز زنان متشخص می باشد. سوسنی باعث برانگیختن احساس دلتنگی و یا احساسات عاشقانه در زنان می شود.
* قرمز: نشانه عشق، احساسات، گرما و قدرت است و به طور كلی قرمز در میان نسل جوان و جنس مؤنث طرفداران بیشتری دارد و نشانه انرژی و نیروی جوانی نیز می باشد.
* زرد: این رنگ امروزه كمتر در بین زنان و مردان استقبال می شود، ولی نشانه شادی، لذت، یادبود، خاطره و نشاط است.
* طلایی: اگر چه مردان كمتر به این رنگ توجه نشان می دهند، ولی امروزه در بین بسیاری از مردم به خصوص نسل جوان، طلایی نشانه ثروت، تجمل و سرزندگی می باشد و بنابراین اغلب در دكوراسیون داخلی منازل هم از آن استفاده می شود.
* نارنجی: با وجود آن كه نارنجی نشان دهنده انرژی، گرما و سلامت است، ولی كمتر از طرف زنان و مردان جامعه مورد توجه قرار می گیرد.
* سیاه: رنگی است كه امروزه به خاطر جنبه های فرهنگی، عقیدتی و مذهبی بسیار مورد توجه قرار می گرفته و در محیط اطراف هم به طور مكرر از آن استفاده می شود. سیاه نشانه محافظه كاری، رمز و راز و فرهیختگی شناخته شده است.
* خاكستری: بسیاری از مردان به خصوص افراد مسن تر جامعه به این رنگ توجه خاصی نشان می دهند، در هر حال چه بین زنان و چه بین مردان، خاكستری رنگی رسمی و محافظه كارانه است.
* نقره ای: نقره ای در همه جا نشان شیك بودن، تجمل، ثروت و جاذبه است.
* سفید: این رنگ با توجه به خصوصیات بارز آن كه همان پاكی، بی گناهی و لطافت است، مناسب برای تمام سنین از نوزاد گرفته تا افراد مسن می باشد.
* بژ: رنگ بژ هم از رنگهای مورد علاقه زنان به خصوص افراد مسن تر می باشد، به طور كلی بژ سمبل محافظه كاری، آرامش و روزگار گذشته می باشد.
* طبقه بندی رنگها
رنگها را می توان به صورتی دیگر هم دسته بندی كرد:
- رنگهای سرد (آبی، سبز، فیروزه ای و نقره ای) كه به طور كلی خاصیت آرامش بخشی دارند.
- رنگهای گرم (قرمز، صورتی، زرد، طلایی و نارنجی) كه نشان دهنده احساسات مختلف از خوش بینی محض گرفته تا خشونت شدید هستند. این رنگها می توانند حالات روحی مختلفی همچون هیجان یا خشم به انسان ببخشند.
- رنگهای تركیبی( سرد/ گرم) (ارغوانی، سوسنی، بنفش و غیره) هم آرامبخش و هم مهیج هستند.
- رنگهای خنثی (قهوه ای، بژ، شیری، خاكستری، سیاه و سفید) كه باعث می شوند انسان به سایر رنگهایی كه در كنار آنها قرار گرفته اند، توجه خاص نشان دهد و بعضی از انواع سیاه، قهوه ای برنزی، طلایی و بژ رنگ گرم محسوب می شوند، در حالی كه سفید، شیری، نقره ای و خاكستری رنگهای سردتری به حساب می آیند.
در پایان باید گفت كه شما خانم عزیز باید توجه داشته باشید كه به هنگام انتخاب رنگ مناسب برای پوشاك، آرایش وحتی رنگ موی سر خود به مهمترین چیز یعنی رنگ پوست و خصوصیات ظاهری خود توجه داشته باشید.
اگر افراد را با توجه به چهار فصل سال به چهار دسته بهار، پاییز، تابستان و زمستان تقسیم كنیم، افرادی كه دارای پوست سفید، موهای بور تا قهوه ای روشن و چشم رنگی هستند، فصل بهار به حساب آمده و بهتر است از خانواده رنگهای سبز، آبی و صورتی و به طور كلی همه رنگهای بهاری استفاده كنند.
كسانی كه دارای پوست گندمگون، چشمها و موهای قهوه ای هستند از رنگهای گرم و ملایم فصل پاییز استفاده كنند. افرادی كه دارای پوست تیره و به اصطلاح سبزه، موها و چشمهای مشكی هستند، فصل تابستان به حساب آمده و بهتر است از رنگهای گرم و تند این فصل استفاده كنند و در آخر افرادی كه بسیار سفید و بور هستند، مانند مردم كشورهای اسكاندیناوی بهتر است از رنگهای فصل زمستان یا همان رنگهای خنثی استفاده كنند.

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت 13:24  توسط رضا  | 

ضرب المثل

ستون به ستون فرج است

 

بشر به امید زنده است و در سایه ی آن هر ناملایمی را تحمل می کند. نور امید و خوشبینی در همه جا می درخشد و آوای دل انگیز آن در تمام گوش ها طنین انداز است : «مایوس نشوید و به زندگی امیدوار باشید» مفهوم این جمله را مردم و اکثریت افراد کشور در تلو عباراتی دیگر زمزمه می کنند :«مگر دنیا را چه دیدی؟ ستون به ستون فرج است»

می گویند در ازمنه گذشته جوان بی گناهی به اعدام محکوم شده بود زیرا تمام امارات و قراین ظاهری بر ارتکاب جرم و جنایت او حکایت می کرد. جوان را به سیاستگاه بردند و به ستونی بستند تا حکم اعدام را اجرا کنند. طبق روال به او پیشنهاد کردند که در این واپسین دقایق عمر خود اگر تقاضایی داشته باشد در حدود امکان برآورده خواهد شد. محکوم بی گناه که از همه طرف راه خلاصی را مسدود دید نگاهی به اطراف و جوانب کرد و گفت : «اگر برای شما مانعی نداشته باشد مرا به آن ستون مقابل ببندید.» درخواستش را اجابت کردند و گفتند : «آیاتقاضای دیگری نداری؟»

جوان بیگناه پس از لختی سکوت و تامل جواب داد : «می دانم که زحمت شما زیاد می شود ولی میل دارم مرا ازاین ستون باز کنید وبه ستون دیگر ببندید.» عمله ی سیاست که تاکنون مسئول و تقاضایی به این شکل و صورت ندیده و نشنیده بودند از طرز و نحوه درخواست جوان محکوم دچار حیرت شده پرسیدند : «انتقال از ستونی به ستون دیگر جز آنکه اجرای حکم را چند دقیقه به تاخیر اندازد چه نفعی به حال تو دارد؟» محکوم بی گناه که هنوز بارقه امید در چشمانش می درخشید سر بلند کرد و گفت : «دنیا را چه دیدی؟ ستون به ستون فرج است !»

مجددا عمله سیاست برای انجام آخرین درخواستش دست به کار شدند که بر حسب اتفاق یا تصادف و یا هر طور دیگر که محاسبه کنیم در خلال همان چند دقیقه از دور فریادی به گوش رسید که : «دست نگهدارید، دست نگهدارید، قاتل دستگیر شد.» و به این ترتیب جوان بی گناه از مرگ حتمی نجات یافت.

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت 13:15  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر